بنده خدا
اصول تيراندازي
الف : يافتن چشم برتر و تست کسب چشم برتر :
بر طبق آمار بدست آمده 90 درصدمردم که با چشم راست نشانه روي مي کنند با دست راست نيز تير اندازي مي نمايند يا با دست چپ که تيراندازي مي کنند با همان چشم چپ نيزنشانه روي مي کنند . فقط حدود 10 درصد مردم با چشم چپ دست راست يا چشم راست دست چپ نشانه روي مي کنند.
در تيراندازي بهترين وضعيت آن است که باهمان چشمي که نشانه روي مي کنند با همان دست نيز تيراندازي کنيد . براي رفع اين مسئله پيشنهاد مي شود تيراندازان مبتدي قبل از شروع به کار با روش زير چشم برتر يا غالب خود را بيابند.
تست:
فرد ابتدا بايد انگشت سبابه يکي از دستان خود را به طرف نقطه معيني نشانه رفته بلافاصله با دو چشم باز بطور طبيعي آن انگشت را بر روي آن نقطه منطبق کند . سپس بدون اينکه دست خود را از روي هدف منحرف نمايد با دست ديگر يکي از چشمان خود را بسته و با چشم ديگر آن انگشت را بر روي هدف ملاحظه نمايد . ( توجه کنيد هنگام کنترل چشم انگشت شما نبايد تا پايان تست از روي نقطه مشخص شده تغيير جهت داده يا جابجا گردد ) اگر انگشت شما از روي هدف با چشمي که نگاه مي کنيد منحرف به نظر ميرسد آن چشم غالب شما نيست . سپس همان عمل را با چشم ديگر تکرار کنيد . حال هر کدام از چشمان که با لحظه ديدن دو چشم باز بهتر ببيند چشم غالب شماست .
روشهاي استفاده صحيح از چشم براي نشانه روي :
بسيار مهم است که چشم تيراندازان قوي باشد تا بتوانند بخوبي نشانه روي کنند . پس در اولين فرصت بايد به چشم پزشک مراجعه نموده تا آزمايشات کامل را انجام دهد تا تشخيص نياز يا عدم نياز شما به عينک يا لنز را مشخص کند .
نکات مهم مورد نياز براي چشمها در تيراندازي :
الف / - از روزنه ديد عقب (ابزار نشانه روي ) بطور واضح و روشن بطرف هدف نگاه کنيد زيرا چشم ها در زماني که واضح و روشن تصاوير را مي بيند بهترين ديد را دارد . زمانيکه مستقيم و صحيح نگاه مي کنيم عضله هاي چشم آزاد و در آسايش خواهند بود .
ب/ - در صورت امکان با دوچشم باز نشانه روي کنيد ؛ زيرا وقتي که يک چشم بسته است چشم ديگر خسته شده و تار خواهد ديد ( انحراف چولگي چشم بسته به چشم باز کشيده مي شود ) وو تمرکز فکر تيرانداز نيز از بين خواهد رفت .
ج/- براي کساني که با دو چشم براحتي نمي توانند نشانه روي کنند مي توان از يک پوشش چشمي براي چشمي که در خط نشانه نيست استفاده کرد ؛ زيرا اين پوشش چشمي ، از برهم خوردن تمرکز ديد جلوگيري مي کند و از حواس پرتي جلوگيري مي شود .
لازم به ذکر مي باشد که براي رشته تپانچه اين پوشش چشمي معمولا بر روي کلاه تيرانداز و يا عينک تيرانداز گذاشته و يا نصب ميشود و براي رشته تفنگ بر روي چشمي روزنه ديد عقب سلاح (طبق اندازه اعلام شده 3.5.7 سانتيمتر مي باشد ) و. يا کلاه و عينک تعبيه مي شود تا بدون هيچگونه دخالتي از تمرکز تيرانداز نکاهد .
د /- بايد چشم هاي خود را به طرق مختلف تقويت نمود
عوامل مواثر در تيراندازي
اجراي عوامل زير به ترتيب گفته شده به ميزان زيادي در تيراندازي شما تاثير گزار است.البته قبل از هر چيز داشتن روحيه مناسب وآرامش ، بدور از استرس وعوامل منفي روحي براي تيراندازي لازم وضروري است.
1- چک کردن سلاح ولوازم.
2- حالت گيري درست
3- تنفس
4- نشانه روي
5- کشيدن ماشه
6- عمليات تکميلي
معرفي رشته هاي ورزش تيراندازي
1- رشته تيراندازي تفنگ بادي 10 متر :
تاريخچه تيراندازي با تفنگ بادي
تيراندازي با تفنگ بادي از جديد ترين رشته هايي است که در برنامه فدراسيون جهاني گنجانده شده است. در اوايل قرن بيستم ميلادي تيراندازي با تفنگ بادي در بسياري از کشور ها رواج يافت اما نه به عنوان يک رشته رقابتي در سطح بين المللي. تا اينکه در 1958 ميلادي کارل آگوست لارسن (دبير کل فدراسيون جهاني تيراندازي در سالهاي 1960- 1947) رشته تفنگ بادي را به عنوان رشته اي که مي توانست جاي گزين مناسبي براي رشته هاي خفيف باشد معرفي کرد. تا آن زمان مسابقات تيراندازي در اين رشته در برخي از کشور ها انجام مي گرفت اما تحقق خواسته او تا 1970 ميلادي که مسابقات قهرماني جهان در اين رشته برگزار شد به طول انجاميد. لارسن که در سال 1971 ميلادي درگذشت. وي سرانجام شاهد بر گزاري اين رشته ورزشي در برنامه رقابت هاي بين المللي بود. در سومين دوره بازي هاي آسيايي 1958 ميلادي اين رشته براي اولين بار به صورت سه وضعيت برگزار شد. در 1966 ميلادي اولين دوره مسابقات اروپايي اين رشته در ويس بادن آلمان بر گزارشد. در اين مسابقات 80 تيرانداز در قالب 18 تيم حضور داشتند. در رده بندي تيمي سوييس با کسب 1532 امتياز به مقام قهرماني رسيد و گ.کوميت از آلمان با کسب 385 امتياز عنوان نخست اين مسابقات را به خود اختصاص داد.
فدراسيون تيراندازي آلمان در 1966 ميلادي کارت هدف جديدي را براي اين رشته طراحي وپيشنهاد کرد. در 1970 ميلادي با معرفي اين کارت رکورد هاي اين رشته دستخوش تحول تازه اي شد. از کارت هدف جديد در اولين دوره مسابقات قهرماني جهان در فونکس آريزونا استفاده شد. در اين مسابقات 93 تيرانداز در قالب 20 تيم حضور داشتند. کشور آلمان با کسب 1512 امتياز مقام اول تيمي را از آن خود کرد و در رده بندي انفرادي گ.کاسترمان از آلمان با کسب 387 امتياز نفر اول شد.در سالهاي نخست تعداد 40 تير در اين رشته شليک مي شد اما از 1981 ميلادي به بعد در رقابت مردان اين تعداد به 60 تير افزايش يافت و هم رديف با رشته هاي ديگر (از نظر تعداد تير) قرار گرفت. رشته تفنگ بادي نيز در 1984 ميلادي به برنامه رقابت هاي المپيک افزوده شد.
تيم ملي مردان کشورمان براي اولين بار پس از القلاب شکوهمند اسلامي ايران در1366 شمسي (1987ميلادي) در مسابقات تير اندازي قهرماني آسيا شرکت کرد. تيم ملي بانوان کشورمان نيز در 1369 شمسي (1990 ميلادي) در بازي هاي آسيايي پکن حظور يافت.
تفنگ بادي
وزن آن حدود 5 کيلوگرم ودر آن ازساچمه 4.5 استفاده مي شود، آرايش اين تفنگ ها به گونه اي است که به راحتي وبارعايت اصول حالت گيري، مي توان وزن آن را محار کرد.
لازم به ذکر است که داشتن امکانات ديگر مانند: (لباس مخصوص ودستکش وتجهيزات جانبي) در اين رشته ورزشي از اهميت بالايي برخوردار مي باشد.وزن ماشه در تفنگ بادي آزاد است، شما مي توانيد آن را آن گونه که مي پسنديد وراحت تريد تنظيم نماييد، حتي مي توانيد آنقدر حساسيت آن را زياد کنيد که با اشاره انگشت تير رها شود، البته اين امر بستگي به خود فرد تيرانداز دارد.
تکنيک در تيراندازي با تفنگ بادي
تيراندازان رشته تفنگ بادي بايد نسبت به جنبه هاي خاص تيراندازي که ويژه اين رشته است آگاه باشند. وضعيت ايستاده از سطح اتکاي کم ومرکز ثقل بالاتري برخوردار است بنا بر اين کنترل آن کمي دشوار است.وزن سلاح تنها فقط بوسيله بدن بايد مهار شود در نتيجه تيراندازان بايد وقت بيشتري را براي تمرين تکنيک هاي ضروري آن صرف کنند. در سالهاي اخير امتيازهاي اين رشته به طور چشم گيري افزايش يافته است واين موفقيت به خاطر پيشرفت هاي فني در ساخت سلاح، طراحي تجهيزات وتاکيد بيشتر ومواثر بر افزايش تکنيک هاي ذهني وآرميدگي است.
وضعيت ايستادن از نظر مقررات
1- در اين وضعيت تيرانداز بايد در خط آتش (محل استقرار) به راحتي وآزادانه روي هر دو پا وبدون اتکا به جاي ديگر بايستد.
2- تفنگ بايد با هر دو دست، شانه، گونه وقسمتي از سينه در ناحيه شانه راست نگه داشته شود.
3- آرنج بهتر است از ناحيه استخوان لگن حمايت شود.
وضعيت ايستادن از نظر تکنيکي
1- بدن به اندازه 90-75 درجه به سمت راست هدف متمايل است.
2- پاها به اندازه عرض شانه ها از هم فاصله دارند و وزن بدن تقريبا به طور مساوي روي هر دو پا تقسيم شده است. پنجه هاي پا براي کنترل وتعادل نهايي کمي به سمت بيرون قرار گيرد، پا ها وزانو کشيده وفشاري بر آنها تحميل نمي شود.
3- باسن در امتداد خط نشانه روي وتقريبا عمود بر آن است.
4- بدن به سمت چپ هدف چرخيده وکمي به سمت عقب خم شده است. تمام چرخش ها وخم شدن ها در بالا تنه اتفاق مي افتد. اين عمل سلاح را در ميان سطح اتکا حفظ وباعث ثبات در حالت گيري مي شود. در حالت گيري نقش پايين تنه نسبت به بالا تنه بيشتر است.
5- دست چپ بايد طوري سلاح را نگاه دارد که وزن آن به طور مستقيم به سطح اتکا انتقال يابد وبهترين وضعيت براي نگاه داشتن سلاح فراهم شود. به خاطر وزن سلاح، مرکز سقل بدن بايد در داخل سطح اتکا و در قسمت داخلي پاي چپ قرار بگيرد.
6-بازو وآرنج دست چپ به طور مستقيم زير تفنگ قرار دارند، بعضي از تيراندازان ترجيح مي دهند آرنج دست چپ را کمي جلو تر در ناحيه شکم قرار دهند.
7- دست راست به راحتي قبضه تفنگ را مي گيرد. ميزان فشار لازم براي گرفتن قبضه به وزن ماشه بستگي دارد.
وضعيت هاي مختلف نگه داري سلاح
حالت هاي بسياري متنوعي را مي توان در طريقه نگاه داري تفنگ بين تيراندازان مشاهده کرد.
البته بايد توجه داشت که هر تيرانداز مجاز است حالتي را که بدن وي با آن راحت تر است اما به صورت اصولي از خود داشته باشد.
يکي از عوامل تعيين کننده، تناسب طول دست با بالاتنه تيرانداز است.
دست نگاه دارنده سلاح هنگام حالت گيري بايد:
1- کشيده ومستقيم باشد.
2- در صورت امکان مشت شده وبه راحتي زير تفنگ قرار گيرد.
3- بايددر زمان طولاني کمترين فشار را متحمل شود.
( اندازه قد و دور کمر دو عامل اساسي در تعيين وضعيت حالت گيري است. )
نشانه روي
چشم هنگامي مي تواند ببيند و دريافت کننده خوبي باشد که در وضعيت ثابت قرار گيرد. بنابراين گونه بايد به راحتي روي قنداق تفنگ قرار گيرد. گردن وصورت بايد فاقد هر گونه فشار وکشيدگي باشند وخط ديد نيز درست در مرکز روزنه ديد قرار گيرد.منظور از نشانه روي در اينجا بالا بردن تفنگ وقرار دادن آن در امتداد مرکز هدف است.براي اين کار تيرانداز از چهار قسمت تفنگ کمک مي گيرد، تيرانداز بايد چشم، روزنه ديد، حفاظ مگسک، مگسک وخال سياه را در امتداد هم قرار دهد.
روزنه ديد :روزنه ديد سوراخي است که قطر آن 2/1 ميلي متر مي باشد. فاصله چشم تا روزنه ديد بايد بين 8-5 سانتي متر باشد ودر طول تيراندازي نبايد تغيير کند.
لوازم:در رشته تفنگ داشتن لباس مخصوص اين رشته ( کت، شلوار، دستکش، کفش، گوشي و...) از اهميت بالايي برخوردار است.
داشتن اين امکانات در اين رشته بسيار مفيد وتقريبا مي توان گفت که بدون آن تيراندازي بسيار مشکل وسخت خواهد بود.
نحوه برگزاري مسابقه رشته هاي بادي 10 متر
مرحله مقدماتي مسابقه :
رشته تيراندازي با تفنگ و تپانچه بادي درفاصله ده متري انجام مي گردد که براي مردان تعداد 60 تير وبراي زنان 40 تير مي باشد. زمان 60 تير مردان 105 دقيقه است، تيرهاي قلق نيز در اين زمان زده مي شود، براي زنان زمان 40 تير 75 دقيقه مي باشد. تنها يک تير در هر کارت قابل قبول است وهيچ محدوديتي در تعداد تيرهاي قلق وجود ندارد اما بعد از زدن اولين تير نمره، تيرانداز ديگر مجاز به تيراندازي قلق نمي باشد.
مرحله نهايي مسابقه ( فينال ):
بعد از اتمام مرحله مقدماتي هشت نفر اول رقابت، به مرحله فينال راه پيدا مي کنند. در مرحله فينال هفت دقيقه فرصت براي زدن تير قلق دارند وبعد از آن با فرمان مسئول خط در زمان 75 ثانيه يک تير شليک مي کنند. پس از زدن 10 تير بدين صورت، حاصل مجموع نمرات فينال با امتياز دور مقدماتي جمع ومجموع امتيازات هر دو مرحله اعلام مي شود. تعيين محل استقرار کساني که به مرحله نهايي راه مي يابند طبق مقررات تکنيکي ويژه مرحله نهايي ونمره هاي کسب شده در دور مقدماتي صورت مي گيرد.تيراندازان به ترتيب امتيازات به دست آمده از سمت چپ به راست در خط آتش قرار مي گيرند.پس از پايان مرحله قلق گيري يک دقيه بعد مسئول خط بايد فرامين را به زبان انگليسي به ترتيب زير اعلام کند:
FOR THE FIRST/NEXT COMPETITON SHOT LOAD
ATTENTION 3-2-1 START
STOP CHANGE THE TARGET
کارت هاي هدف بايد تنها پس از پايان زمان قانوني وفرمان مسئول خط آتش حرکت داده شود.
2- رشته تيراندازي تپانچه بادي 10 متر :
تاريخچه تيراندازي با تپانچه بادي
تيراندازي با تپانچه بادي از جديد ترين رشته هايي است که در برنامه فدراسيون جهاني گنجانده شده است. در 1970 ميلادي تيراندازي با تپانچه بادي در فونکس آريزونا معرفي شد. تيراندازي با اسلحه بادي تاريخچه اي بسيار طولاني داري. از اوايل 1903 ميلادي مسابقاتي با اسلحه بادي و گازي برگزار شد که باعث پيشرفت اين رشته شد. تا سال هاي اخير قهرمانان تيراندازي از اين سلاح استفاده نمي کردند و شرکت در اين رقابت ها را مجاز نمي دانستند واين اسلحه را تفريحي تلقي مي کردند.
ساخت اسلحه پيستوني وفنري مجهز به طور قابل توجهي چهره اين ورزش را عوض کرد. سلاح هاي جديد با همان دقت واستحکام تفنگ وتپانچه خفيف طراحي شده بود. ارزان بودن نوع مهمات اين سلاح ها و سهولت ايجاد سالن هاي تيراندازي در سالن هاي ورزشي حتي در خانه ها. تيراندازاني را که تا پيش از اين تنها به رشته هاي ديگر علاقه مند بودند به سمت اين رشته جذب کرد.
در مسابقات جهاني فونکس آريزونا 218 تيرانداز در قالب 49 تيم در اين رشته شرکت کرد. اولين قهرمان اين رشته در رقابت مردان کورنل تاروستواري از مجارستان ودر رقابت زنان مي جرسالي کارول از آمريکا بور. رشته تپانچه بادي در تمام مسابقات بين المللي برگزار مي شود. بعد از مسابقات جهاني 1978 ميلادي در کره هيأت اجرايي فدراسيون جهاني تيراندازي برگزاري مسابقاتي را در اين رشته به طور جداگانه در زماني بين مسابقات جهاني تصويب کرد. نخست تعداد تير در اين رشته 40 تير بود اما از 1981 ميلادي در رقابت مردان اين تعداد به 60 تير افزايش يافت وهم رديف با رشته هاي ديگر (از نظر تعداد تير) قرار گرفت (الر چه در رقابت زنان تعداد تير همان 40 تير باقي ماند)
تپانجه بادي
استفاده از هر نوع تپانجه بادي کاليبر 4.5 (77/0) که با هوا يا گاز متراکم مي شود وبا مقررات عمومي
(در زير آمده) مغايرت نداشته باشد مجاز تلقي مي گردد.
1- وزن سلاح همراه با تمامي قطعات آن نبايد بيش از 1500 گرم 31b 5.5oz بيشتر باشد.
2- وزن ماشه نبايد از 500 گرم 11b 1.5oz کمتر باشد. (در مسابقات وزن ماشه را آزمايش مي کنند)
3- هيچ قسمتي از قبضه نبايد دور دست بپيچد. (بر خلاف تپانچه آزاد وتپانچه آتش سريع)
4- زاويه قبضه وقسمتي که دست بر روي آن قرار مي گيرد نبايد کمتر از 90 درجه باشد.
5- گودي آن قسمت از تپانجه که بين شست وانگشت سبابه قرار مي گيرد نبايد بيشتر از 30 ميلي متر باشد.
6- ابعاد سلاح از نظر طول، ارتفاع وعرض بايد به گونه اي باشد که در داخل جعبه اي به ابعاد (cm50 در 200 در 420) است، قرار گيرد.
تکنيک در تيراندازي با تپانچه بادي
تپانچه بادي با تپانچه هاي ديگر در مسابقات ISSF استفاده مي شود از نظر نيروي محرکه متفاوت است. مکانيسم سلاح به گونه اي طراحي شده است که هواي متراکم شده يا گاز، ساچمه را به حرکت در مي آورد.به همين دليل بر سرعت ساچمه در هنگام خروج از لوله سلاح اثر مي گزارد. دشتاب خروجي ساچمه در سلاح بادي بسيار کند تر از سلاح هاي گرم است وبه همين دليل براي جبران چنين محدوديتي تکنيک هاي خاصي را بايد به کار گرفت. در غير اين صورت موفقيت در اين رشته بدست نخواهد آمد.
حالت گيري
تيراندازي در اين رشته در محدوده زماني معين انجام مي گيرد، بنا براين بايد به صورت راحت ودور از هرگونه فشار و کشيدگي باشد تا باعث خستگي وناپايداري در حالت گيري نشود. سعي کنيد هميشه حالت گيري يک نواختي داشته باشيد چون حالت گيري شما هنگام تعويض کارت هدف به هم مي خورد.
فضاي هدف گيري ونشانه روي
شما نمي توانيد سلاح را در دستانتان کاملا بي حرکت نگه داريد، بنابراين براي درست به هدف زدن مي توانيد از روش لحظه اي براي شليک استفاده کرد. البته براي بهتر به هدف خوردن تير زمان بيشتري احتياج است تا به طور صحيح ودقيق نشانه روي کنيد وماشه را بچکانيد. در نتيجه خلال چنين زماني سلاح در محدوده هدف حرکت مي کند. اين حرکت بايد در فضايي پايين تر از هدف انجام گيرد که اصلاح آن را فضاي هدف گيري مي ناميم. نقطه اي را در زير سياهي هدف در نظر بگيريد و يک فاصله پهن وسفيد بين عناصر ديد ولبه پاييني سياهي پيدا کنيد.با کسب مهارت هاي بيشتر در تيراندازي، حرکت سلاح نيز کمتر مي شود و در نتيجه فضاي هدف گيري (محدوده حرکت سلاح) نيز با کم شدن حرکت سلاح رفته رفته کاهش مي يابد.توجه به عناصر ديد وتطبيق ميزان فواصل درست آنها شما را تا حد زيادي کمک مي کند.
+ نوشته شده در جمعه 1386/01/31ساعت 8:57 توسط بنده خدا |
3 نظر
تاریخچه تیراندازی به اهداف ثابت و پروازی (غیر کمانی)
به گفته ((هردوت)) مورخ یونانی ، ایرانیان دارای سه صفت ممتاز بودند . جوانمرد بودند ، راست میگفتند ، راست به اسب می نشستند و راست تیر می انداختند. ویژگی هایی که یک ایرانی را از مردمان سایر ملل جهان تمیز میداد. در کتاب حماسی ملی شاهنامه فردوسی اشعاری وجود دارد که حاکی از نقش تیر اندازی در بین ایرانیان قدیم و جنگهای آنان بوده است و بارها از حاکمان ، دلیران و رزم آور انی نام میبرد که در هنگام بزم و شکار، برای سرگرمی خود و مشاهده قدرت و جسارت شاهزادگان و دیگر نام آوران مسابقات تیراندازی را تشکیل داده و برندگان آن را با دریافت جوایز مفتخر مینمودند.نخستین باشگاه تیر اندازی در قرن سیزدهم و چهاردهم میلادی توسط آلمانی ها راه اندازی شد که عضویت در آن فقط به مردان محدود میشد. اولین مسابقات تیر اندازی قهرمانی جهان در سال 1897 میلادی توسط باشگاه تیر اندازی لیون فرانسه به مناسبت جشن بیست و پنجمین سال تاسیس باشگاه در مسافت 300متر برگزار گردید.مسابقات قهرمانی زنان در رشته تیر اندازی نیز در سال 1958 میلادی برگزار شد.(Union international Tir sport) به عنوان پیشگامان تیر اندازی باعث شد، در بسیاری از کشورها، در اواسط قرن نوزدهم فدراسیون ها ی ملی بنا نهاده شوند . در سال 1907 میلادی اتحادیه بین المللی تیر اندازی (UIT) توسط هشت کشور پایه گذاری شد که امروز با عنوان (ISSF) (فدراسیون جهانی تیراندازی) شناخته میشود. این سازمان هم اکنون در مونیخ آلمان قرار دارد و یکصد و چهل و هشت عضو دارد. در ایران فدراسیون تیر اندازی در سال 1958 میلادی (1337شمسی) از آن زمان تا کنون سالهای بسیاری میگذرد و این فدراسیون در طول عمر چهل و شش ساله خود 140 رئیس فدراسیون را به خود دیده است .همانطور که عنوان شد تیر اندازی یکی از رشته های اصیل ایرانی است که در دین مقدس اسلام نیز تاکیدات بسیاری بر روی آن شده است. ورزشی مفرح و جذاب که سهم زیادی در توزیع مدالهای آسیایی و جهانی دارد.
اشاره مختصر به ساختار تیر اندازی و فدراسیون های آسیایی و جهانی
1) اولین مسابقات تیر اندازی در دنیا در سال 1872 در ایالت پنسیلوانیا امریکا بر گزار گردید که تعداد محدودی تماشاچی داشت.
2) اولین فدراسیون جهانی تیر اندازی در سال 1886 در فرانسه تشکیل گردید و بانی آن دان یل مری لون رئیس دیوان عالی فرانسه بود.
3) اولین رئیس فدراسیون جهانی تیر اندازی، دکتر کورت هافلر بود.
4) رئیس فعلی فدراسیون جهانی تیراندازی اولکریوو اسکواررانا اهل مکزیک میباشد و مقر فدراسیون جهانی نیز در شهر مونیخ آلمان است.
5) کنفدراسیون تیر اندازی آسیا در ششم نوامبر سال 1966 تشکیل شد و رئیس فعلی آن شیخ سلمان الصباح اهل کویت میباشد که مقر کنفدراسیون آسیا نیز در کشور کویت است.
6) اولین دوره مسابقات قهرمانی آسیا در جولای 1967 در شهر توکیو ژاپن انجام شد.
7) اولین حظور تیراندازان ایران در مسابقات بین المللی در بازیهای آسیایی 1974 تهران بود که با 14 تیر انداز در آن شرکت کردند.
+ نوشته شده در سه شنبه 1386/01/07ساعت 22:55 توسط بنده خدا |
نظر بدهید
ساموئل کلت» ، پدر علم اصلحه سازي نوين
»
در سحرگاه روز 19 جولاي 1814 ميلادي ، در شهر هارتفورد کانتاکي کات ، کودکي به دنيا آمد که نام او را ساموئل گذاشتند. در آن زمان ، هیچکس نمي دانست که او روزي دنياي سلاح را متحول خواهد کرد. ساموئل از کودکي علاقه زيادي به ماشين آلات داشت. سرگرمي مورد علاقه او اين بود که قطعات يک دستگاه را از هم جدا کند تا به نحوه کار اين وسايل جادويي پي ببرد.
پدر او آهنگر بود و گاهي به تعمير اسلحه هاي شکاري مي پرداخت. شايد نخستين جرقه هاي علاقه به طراحي و ساخت سلاح زماني در ذهن او زده شد که وي در کارگاه پدرش مشغول به کار شد. البته کارگاه آهنگري جايي نبود که عطش کنجکاوي ساموئل را سيراب کند. بنابراين وي در حالي که فقط 15 سال داشت ، به عنوان خدمه در يک کشتي بخار مشغول به کار شد.
درخصوص اينکه فکر ساخت یک تپانچه خودکار ، چگونه به ذهن ساموئل خطور کرد روايات زيادي وجود دارد. برخي مي گويند هنگامي که او بر روي عرشه کشتي ، در حال تماشاي چرخ توربين بخار بود به اين فکر افتاد. برخي ديگر مي گويند نحوه عملکرد چرخ بالابر زنجير لنگر ، او را به اين فکر انداخت. در هر حال او با اختراع خود ، سلاح گرم را از تک تير زن به حالت چند تير زن تبديل کرد.
او اختراع خود را در سال 1835 در اروپا و در سال 1836 در آمريکا ثبت کرد. در سال 1836 ، او کارخانه اي در شهر پاترسون در ايالت نيوجرسي بنا نهاد تا رسمآ به توليد اختراع خود ، مشغول شود. ولي اختراع وي با استقبال چنداني مواجه نشد و نهايتآ کارخانه او ، با ورشکستگي و تعطيلي مواجه گشت. ولي ساموئل ، انساني نبود که به راحتي از دنياي نوآوري و اختراع ، خداحافظي کند. او در محيط اطراف خود ، به دنبال مسائلي مي گشت که نياز به راه حل داشتند. او از معدود افراد زمانه خود بود که مي توانست نقض ها را پيدا کرده و براي از ميان برداشتن آنها ، راه حل ارائه کند. او در سلاح سازي ، مواد منفجره ، طراحي ماشين آلات خودکار و کشتي ، سرآمد تمامي مبتکران دوره خود بود. ساخت اولين اژدر عملي با قابليت کنترل از راه دور و اولين تلگراف زيردريايي ، ازجمله ابتکارات وي هستند.
در سال 1847 ، ساموئل يک سفارش جالب توجه از ارتش آمريکا براي ساخت تعداد زيادي تپانچه و سلاح کوچک دريافت کرد و اين تولدي دوباره براي کارخانه سلاح سازي ساموئل کلت بود.
ساموئل به سرعت دست به تأسيس دفاتري در لندن ، پاريس و ديگر نقاط جهان زد و دامنه فروش خود را ، به تمامي نقاط جهان گسترش داد. اين کار ، بيش از پيش بر شهرت او افزود.
او در سال 1847 ، صاحب بزرگترين کارخانه اصلحه سازي خصوصي در جهان شده بود. نام کلت ، زماني که نياز به محصول او افزايش افزايش پيدا کرد ، جهاني و جاودانه شد. محصولات کلت به دليل کيفيت بالا ، دوام ، سبکي و راحتي ، قابليت استفاده در تمامي شرايط را دارا بودند.
ساموئل کلک ، در سال 1862 و در سن 47 سالگي درگذشت. ولي همسر او اليزابت ، کار او را ادامه داد و کارخانه کلت تا به امروز پابرجا مي باشد. محصولات کلت ، در طيف گسترده اي ازجمله جنگ هاي جهاني اول و دوم و ويتنام استفاده شده اند و مدل کاليبر 0/45 آن ، تبديل به يک اسطوره در غرب وحشي شد.
+ نوشته شده در پنجشنبه 1385/12/17ساعت 0:39 توسط بنده خدا |
4 نظر
معرفي سلاح وينچستر »
اين سلاح ساخت کارخانه «ترايسل» بوده و نحوه کارکرد آن ، مانند تفنگ هاي غرب وحشي و لوله تفنگ هشت خاني است که به راستي یک تفنگ کابوي مي باشد. مدل 94 اين سلاح ، با قنداقي از چوب گردوي آمريکايي بسيار راحت و خوش دست ساخته شده است. طول آن 20 اينچ و شکل آن به صورت 8 ضلعي مي باشد. کاليبرهاي ۳۷۵/۰ مگنوم ، ۴۴/۰ رمينگتون مگنوم و 0/45 کلت در اختيار شما قرار دارند و انتخاب هر يک از آنها به عهده شماست. قنداق با طراحي عالي و دستگيره خوش دست به همراه طرح کلاسيک آن به جذابيت اين سلاح مي افزايد. خشاب آن ظرفيت 11 فشنگ را دارد و روزنه ديد عقب آن قابل تنظيم مي باشد.
![]()
سلاح «وينچستر 94 اکتاگون» ، بهترين انتخاب براي آناني است که خواهان اسلحه اي راحت و خوش دست با طرحي سنتي هستند.
سیر تکامل سلاح M-16 ، ساخت امريكا »
خلاصه اي از سير تكامل سلاح M-16 :
سال 1948: در اين سال ، اداره مرگزي تحقيقات ارتش امريكا به اين نتيجه مي رسد كه سلاح هاي كاليبر 22/0 اينچ (56/5 ميليمتر) با برد موثر 300 متر و داراي برگه ناظم آتش (دارا بودن قابليت انتخاب حالت تك تير يا رگبار) ، بيشتر مورد پسند سربازان امريكايي قرار مي گيرد.
سال 1953 تا 1957: سلاح هاي كاليبر 22/0 با سرعت دهانه بالا مورد آزمايش قرار مي گيرند.
سال 1957: ارتش امريكا به كارخانه Armalite ، سفارش ساخت سلاحي را مي دهد كه داراي مشخصه هاي زير باشد:
1- كاليبر 22/0 اينچ
2- وزن كم
3- دارا بودن قابليت شليك در حالت تك تير و رگبار
4- گلوله آن پس از طي مسافت 500 متر ، توان نفوذ در يك كلاه خود آهني را داشته باشد.

پس از دريافت اين سفارش ، يك مهندس جوان در كارخانه Armalite به نام Eugen Stoner ، دست به طراحي اين سلاح برمبناي سلاح AR-10 زد. در همان زمان كارخانه هاي مهمات سازي Renington و Sierra ، دست به طراحي و ساخت خشاب و گلوله هاي مخصوص كاليبر 222/0 اينچ زدند كه نهايتآ منجر به توليد گلوله هاي كاليبر 223/0 اينچ رمينگتون (56/5 ميليمتري) شد.
سال 1958: اولين مدل AR-15 به ارتش امريكا تحويل داده شد و تحت سخت ترين آزمايش ها قرار گرفت. نتايج اوليه آزمايش از اين قرار بود: دقت كم ، ضريب اطمينان پايين.
سال 1959: كارخانه Colt ، امتياز ساخت اين سلاح را بدست مي آورد.
سال 1960: Eugen Stoner طراح AR-15 ، به كارخانه Colt ملحق مي شود. در اين سال ، فرمانده نيروي هوايي امريكا سفارش ساخت 8000 قبضه AR-15 را به كارخانه Colt مي دهد. اين سلاح ها ، براي استفاده در نيروي هوايي و يگان هاي ويژه هوابرد امريكا خريداري شدند.

سال 1962: در اين سال ، 1000 قبضه AR-15 به ويتنام فرستده مي شود و پس از آزموده شدن در ميادين جنگ ، مورد تآييد سران ارتش قرار مي گيرد. سفارش ساخت 85000 قبضه براي نيروي زميني و 19000 قبضه براي نيروي هوايي امريكا ، به كارخانه Colt داده مي شود. سلاح AR-15 ، از اين پس با نام M-16 شناخته مي شود.
سال 1964: در اين سال ، M-16 به عنوان اسلحه سازماني ارتش امريكا پذيرفته مي شود.
سال 1966: سفارش ساخت 840 هزار قبضه M-16 ، به كارخانه Colt داده مي شود. سود حاصل از توليد اين سلاح براي كارخانه Colt ، معادل 94 ميليون دلار بود.
سال 1967 تا 1970: ارتش امريكا مدل XM16E1 (كه براي نيروي زميني طراحي كرده بود) را متحول كرد و با نام M16AI معرفي كرد.
سال 1970: فشنگ هاي M-16 ، با نوع جديدي از باروت مرغوب پر شدند كه دوده كمتري ايجاد مي كرد. باروت هاي به كار رفته در سال هاي قبل ، باعث ايجاد دوده زيادي مي شدند كه اين امر ، باعث انسداد مجاري سلاح مي شد. در اين سال ، كيف وسايل نظافت سلاح نيز همراه خود سلاح M-16 به سربازان تحويل داده شد. همچنين نوعي خشاب 30 تير هم براي اين سلاح توليد گشت. (اين كار ، براي مقابله با سلاح AK-47 سربازان ويتنامي بود كه خشاب 30 تير داشت.)
سال 1977 تا 1979: سلاح M-16 ، مورد پسند ارتش هاي عضو پيمان ناتو گرديد. مهندسان اروپايي در گام خان سلاح و نوع مهمات به كار رفته ، كمي تغييرات ايجاد كردند.
سال 1981: كارخانه Colt ، گونه اي از اين سلاح را بر مبناي مهمات SS109/5.56NATO متحول كرد و با نام M16AIEI معرفي كرد. لوله اين سلاح ، سنگين تر و كوتاه تر بود و در آن حالت شليك رگبار در آن ، جاي خود را به حالت شليك 3 تير داده بود.
سال 1982: سلاح M16AIEI ، با نام M16A2 به ارتش امريكا تحويل داده مي شود.
سال 1983: نيروي دريايي امريكا ، مدل M16A2 را ارتقاء مي دهد.
سال 1985: نيروي زميني امريكا نيز مدل M16A2 را ارتقاء مي دهد.
![]()
سال 1988: كارخانه بلژيكي FN ، ساخت مدل جنگي M-16 را ادامه مي دهد و كارخانه Colt ، تنها نمونه هاي پليسي و شهري آنرا توليد مي كند.
سال 1994: مدل هاي M16A3 و M16A4 يا ريل مخصوص نصب دوربين و چند تغيير كوچك ديگر معرفي مي شوند. مدل M16A3 علاوه بر دارا بودن حالت شليك 3 تير ، قادر به شليك در حالت رگبار نيز مي باشد.
سلاح M-16 ، توسط دهها كارخانه اسلحه سازي در امريكا ، كانادا ، چين و بلژيك ساخته شده و در ارتش و نيروهاي مسلح بسياري از كشورها مانند لبنان ، كانادا ، انگليس و ... به كار گرفته شده است. دقت اين سلاح خوب و كشندگي آن كمي ضعيف توصيف شده است.
اين سلاح اگرچه قابليت انعطاف خوبي دارد ، ولي نمي توان ضريب انعطاف آنرا با AK-47 يا AK-74 روسي مقايسه كرد. يكي از نقاط قوت اين سلاح ، انواع بيشمار روپوش لوله ، دستگيره تپانچه اي و لوله هايي است كه براي آن توليد شده است. به عنوان مثال لوله هاي 7 تا 24 اينچي براي آن در دسترس مي باشند.
+ نوشته شده در پنجشنبه 1385/12/17ساعت 0:38 توسط بنده خدا |
یک نظر
«برتا 70» ، اسلحه اي ارتقاء يافته بر اساس نيازها » [سلاح هاي سبك]
اين سلاح ، امتحان خود را در بسياري از عملياتهاي خارجي پس داده است. اطمینان از عملکرد و کيفيت بالاي آن ستوده شده و در سه مدل متفاوت ، به منظور تطابق با نيازهاي ناتو ، ساخته شده است:
مدل «آ آر ۹۰/۷۰» براي پياده نظام
مدل «آ آر ۹۰/۷۰ اس» براي شليک به صورت تک تير
مدل «اس سي ۹۰/۷۰» براي نيروهاي ويژه
مدل «اس سي پي ۹۰/۷۰» براي نيروهاي هوابرد و زرهي
مدل هاي «آ آر» و «اس سي» ، در قنداق متفاوتند.
مدل «آ آر» با قنداق پليمري و قبضه پلاستيکي عرضه شده اند. مدل «اس سي» با قبضه پلاستيکي و قنداقي از جنس آلياژ سبک و تاشو عرضه شده که باعث کاهش طول سلاح مي شود. طراحي قنداق تاشو به گونه اي دقيق است که حتي هنگام بسته بودن ، امکان استفاده از ضامن و اجزاي سلاح را که در سمت راست جاي دارند ممکن مي سازد.

مدل «آ آر ۹۰/۷۰ اس» بر مبناي مدل ارتشي «آ آر ۹۰/۷۰» و تنها براي شليک نيمه خودکار و به صورت تک تير طراحي شده است. لوله سلاح ، براي بدست آوردن دقت بيشتر ، ضخيم تر و بلندتر شده است. قنداق آن پليمري و ثابت و خشاب آن 5 تايي مي باشد. همچنين برگه ناظم آتش آن ، داراي دو حات تک تير و ضامن است.
مدل «اس سي پي» که هدف از ساختن آن ، کم کردن طول سلاح بوده است ، داراي همان قنداق تاشو از جنس فلز آلياژي سبک مي باشد.
نگهدارنده سرنيزه در آن بگونه اي است که مي توان آن را سريعآ با دستگاه پرتاب نارنجک تفنگي تعويض کرد.
نياز به ابزار خاصي براي باز کردن سلاح در صحنه نبرد نمي باشد و با آزاد کردن يک پين ، سلاح به صورت کمرشکن باز مي شود.
+ نوشته شده در پنجشنبه 1385/12/17ساعت 0:35 توسط بنده خدا |
نظر بدهید
کیمبر ، انتخابی صحیح برای کسانی که برای اولین بار انتخاب می کنند. »
پليس ويژه لس آنجلس ، زمانی که خواهان یک سلاح کمری خوب بود ، بر روی یک سلاح مدل 1911 تأکید کرد. مارک کیمبر از میان 5 اسلحه ساز بزرگ انتخاب شد. نیروهای ویژه دریایی امریکا نیز این سلاح را انتخاب کردند. چرا؟ چون کیمبر بهترین اسلحه مدل ضد زنگ تی ال 2 ، یکی از 60 مدل کیمبر موجود در گروه 1911 می باشد.

مدل فولاد ضد زنگ آن که در اختیار پلیس ویژه لس آنجلس است ، دارای سیستم دید در شب و دستگیره شطرنجی سفارشی می باشد. ماشه لوله و قسمت خشاب آن ، همانند سایر محصولات کیمبر قابل باز شد هستند.
مدل آن دارای مقاومت عالی در مقابل بدترین شرایط جوی می باشد. مدل آن در امریکا ساخته شده و نیاز تمامی نیروهای مسلح امریکا را برآورده کرده است. همچنین این مدل دارای یک کیت تبدیل به کالیبر ۲۲/۰ ال آر می باشد.
+ نوشته شده در پنجشنبه 1385/12/17ساعت 0:33 توسط بنده خدا |
نظر بدهید
خطرناك ترين و مرگبارترين اسلحه دنيا »
هيچ سپري در مقابلش توان مقاومت ندارد. در هر وسيله اي براحتي نفوذ مي كند ، حتي پناهگاه هاي زيرزميني نيز از آن مصون نيستند. هيچ راهي براي فرار از آن نيست. تشعشعات و موج هاي دائمي آن مي تواند به هر جايي كه فكر مي كنيد برود. مرگ را تنها در يك لحظه تحميل مي كند. سلاحي اعجاب انگيز است. تمامي سيستم عصبي را مختل مي كند. علاوه بر سلول هاي زنده بدن ، هرنوع جرم ، باكتري و يا ميكرب در داخل بدن را از بين مي برد. جسدي كه با اين اسلحه مرگبار كشته شده است ، 30 الي 45 روز (به دليل عدم وجود هرگونه باكتري) مانند موميايي مي ماند و متلاشي نمي شود. چندين نمونه از اين اجساد را در افغانستان يافتند و در ابتدا همه فكر مي كردند كه اين نوع مرگ ، فقط با استفاده از بمب هاي شيميايي بسيار قوي يا گازهاي سمي مهلك به وجود مي آيد. درصورتي كه اين مرگ ، تنها در اثر مواجهه با اسلحه وحشتناك پرتوي ذرات پرانرژي بود ؛ سلاحي كه براحتي حمل مي شود. البته در مورد ساخت و تهيه اين سلاح ، ابهامات بسياري وجود دارد. ولي ما از تاريخچه يك كشف علمي و بزرگ تا اختراع يك وسيله مرگبار را براي شما مي گوييم.
هيچ سپري در مقابلش توان مقاومت ندارد. در هر وسيله اي براحتي نفوذ مي كند ، حتي پناهگاه هاي زيرزميني نيز از آن مصون نيستند. هيچ راهي براي فرار از آن نيست. تشعشعات و موج هاي دائمي آن مي تواند به هر جايي كه فكر مي كنيد برود. مرگ را تنها در يك لحظه تحميل مي كند. سلاحي اعجاب انگيز است. تمامي سيستم عصبي را مختل مي كند. علاوه بر سلول هاي زنده بدن ، هرنوع جرم ، باكتري و يا ميكرب در داخل بدن را از بين مي برد. جسدي كه با اين اسلحه مرگبار كشته شده است ، 30 الي 45 روز (به دليل عدم وجود هرگونه باكتري) مانند موميايي مي ماند و متلاشي نمي شود. چندين نمونه از اين اجساد را در افغانستان يافتند و در ابتدا همه فكر مي كردند كه اين نوع مرگ ، فقط با استفاده از بمب هاي شيميايي بسيار قوي يا گازهاي سمي مهلك به وجود مي آيد. درصورتي كه اين مرگ ، تنها در اثر مواجهه با اسلحه وحشتناك پرتوي ذرات پرانري بود ؛ سلاحي كه براحتي حمل مي شود. البته در مورد ساخت و تهيه اين سلاح ، ابهامات بسياري وجود دارد. ولي ما از تاريخچه يك كشف علمي و بزرگ تا اختراع يك وسيله مرگبار را براي شما مي گوييم. از كشف ميدان مغناطيسي توسط نيكولا تسلا تا اختراع يك اسلحه مغناطيسي توسط روسيه و امريكا.
نيكولا تسلا (۱۸۵۷-1943) در شهر اسميت جان (كيلا) كه هم اكنون بخشي از كشور يوگسلاوي است ، به دنيا آمد. در 27 سالگي به امريكا سفر كرد و تبعه آن كشور شد. ابتدا كارش را در اديسون پلنت شروع كرد و چندي بعد با جورج وستينگهاوس آشنا شد. در همان سال ها ، تسلا قوانين ميدان مغناطيسي را كشف كرد و توانست به وسيله ميدان مغناطيسي ، يك موتور القايي بسازد. اين كار ، پايه ايجاد موتورهاي الكتريكي شد كه هم اكنون در سرتاسر جهان استفاده مي شود. بعد از تمامي اين اختراعات و اكتشافات در سال 1899 ميلادي ، دست به تأسيس يك آزمايشگاه در كلورادو زد. او بي درنگ شروع به تحقيق درمورد چگونگي انتقال نيرو بدون استفاده از وسيله اي مانند سيم يا به اصطلاح بي سيم (Wireless) كرد و بدين طريق دريافت كه چگونه مي توان نيروي مغناطيسي را در فضا پخش و جذب كرد. تسلا در آزمايشگاهش ، احتمالآ اكتشافات بسياري داشت كه اغلب به صورت مفهومي (Concep) يا به صورت يك ايده و تئوري بوده است كه بعدها به دست دانشمندان شوروي افتاده كه با ارتقاي آن تئوري ها ، سلاحي قدرتمند را ساختند.
نيكولا تسلا در سال 1900 ، مقاله اي را با عنوان «مشكلات ازدياد انرژي انساني» در مجله قرن (Cenry) به چاپ رساند كه در آن مقاله ، به حملات احتمالي اتحاد جماهير شوروي عليه امريكا اشاره كرد و اين نشان دهنده آن است كه تسلا مي دانست شوروي در ارتقاي اين دانش ، بيشتر از امريكا تلاش كرده است. او نوشت: ايستگاه هاي مغناطيسي روي كره زمين ، ما را قادر مي سازد كه كارهايي را كه تاكنون غيرممكن بود ممكن سازيم. با استفاده از آنها مي توانيم علائم و سيگنال هاي خود را به هر نقطه اي از زمين برسانيم. ما مي توانيم موجي را روي زمين رها كنيم كه با سرعت نور انتشار مي يابد و اين آرزوي بشر است. در ماه ژوئن سال 1976 (بعد از مرگ تسلا) مجله راديوالكترونيكي ، مقاله اي را با عنوان «12 ميليون تن» به چاپ رساند كه در آن به دستيابي نيكولا تسلا به دستگاهي براي ايجاد شكاف هسته اي (اتمي) اشاره شده بود.
دانشمندان اتحاد جماهير شوروي ، با نظري بر تئوري هاي تسلا در رابطه با ميدان مغناطيس و پس از استفاده آن در بمباران هسته اي يا شكاف اتم ، دست به تحقيقاتي براي ايجاد يك سلاح شگفت انگيز و وحشتناك به نام اسلحه پرتو ذره اي مرگ (Deah Ray Weapon) زدند. در همان زمان جورج كيگان ، ژنرال بازنشسته اطلاعات نيروي هوايي امريكا ، به سرعت به پنتاگون اطلاع داد و ابراز نگراني كرد كه اگر چنين اسلحه اي ساخته شود ، وضعيت امنيتي امريكا دچار مشكل خواهد شد. احتمالآ پس از آن ، اين اسلحه ساخته شد. جزئيات و مشخصات نسبي آن در تاريخ 2 مي سال 1977 ، در مجله تكنولوژي فضا و هوانوردي امريكا توضيح داده شد. يكي از جنبه هاي جالب اين سلاح و نگران كننده براي امريكايي ها اين بود كه اسحله مرگ ، مي توانست تمامي موشك هاي بالستيك امريكا را منهدم سازد.
در كتاب «روشنايي در دستان» نوشته اينس هانت و وانتا دراپر علاوه بر توضيح زندگي نيكولا تسلا ، به صورتي ناواضح در مورد نظريات تسلا نسبت به استفاده هاي غيرانساني از نيروي مغناطيسي اشاره شده و حتي نامي هم از اسلحه مرگ برده شده است كه تقريبآ مشابه همان سلاح شوروي مي باشد. از نكات مورد اهميت اين كتاب ، نظريات خود نيكولا تسلا است.تسلا چندين بار گفته است كه با استفاده از اين نيروي مغناطيسي ، مي تواند اسلحه اي بسازد كه برپايه فيزيك نوين است و توانايي انهدام 10 هزار هواپيما را حتي در فاصله 2 هزار و 500 مايلي دارد. تسلا مي گويد: با وجود اين اسلحه ، امريكا در مقابل تمامي دشمنانش ايمن است. اين تشعشع مي تواند هر موتوري را ذوب كند و هيچ قدرتي در مقابلش نمي تواند ايستادگي كند و در يك لحظه مي تواند ميليون ها نفر را در يك چشم به هم زدن از بين ببرد. چنين سلاح مخربي ، احتياج به 50 ميليون ولت برق دارد. اين سلاح فرضي از طرف نيكولا تسلا ، تلفورس (Teleforce) لقب گرفت.
مطلب ديگر درباره استفاده شوروي از تكنيك ها و تئوري هاي نيكولا تسلا را مي توان در تاريخ 23 سپتامبر سال 1977 در روزنامه واشنگتن پست خواند. اين روزنامه گزارش داد كه يك وسيله عجيب مانند توپي از نورهاي ستارگان ، بر فراز آسمان شهر پتروزاودچ گسترده شده بود. اين موضوع شاهدان زيادي دارد ، حتي خبرگزاري تاس (Tass) شوروي هم چنين چيزي را گزارش كرده بود. ولي اين واقعه ، اين بار در شهر هلسينكي (پايتخت كشور فنلاند) ديده شد كه در حدود چندين دقيقه آسمان نوراني شده بود. چندي بعد در مجله تحقيقات ژئوفيزيكي امريكا ، دكتر توروآن مقاله اي نوشت كه در آن گفته شده بود: ماهواره هاي جاسوسي - نظامي امريكا ، تشعشعات بسيار قوي را در روسيه رديابي كرده اند كه براي ايجاد آنها احتياج به ايجاد 10 تريليون وات نيرو يا يك ميليارد ول انرژي است. هنوز وجود چنين سلاحي از طرف هيچ كشوري تأييد نشده است و ما تنها مي توانيم اميدوار باشيم كه اين كشورهاي ابرقدرت ، همواره صادق و راستگو باشند! ولي متأسفانه اين امر ، غيرممكن است.
تپانچه برونینگ مدل HP-35 ساخت بلژيك »
تپانچه High Power كه به اختصار HP گفته مي شود ، يكي از شاهكارهاي آقاي برونينگ محسوب مي شود. اين تپانچه ، در سال 1925 طراحي و در سال 1927 ، به ثبت رسيده است.طرح اين سلاح ، توسط كارخانه FN Herstal خريداري شده و براي اعمال چند بهينه سازي جزئي ، به طراح بلژيكي آقاي دودن سايو سپرده شد. طرح نهايي اين سلاح در سال 1935 تكميل و به عنوان اسلحه سازماني نيروهاي مسلح بلژيك پذيرفته شد. اين مدل به «مدل 1935» معروف شد. همچنين پليس كشورهاي كانادا ، استراليا و انگليس نيز اين تپانچه را به عنوان اسلحه سازماني خود پذيرفتند. سلاح كمري HP برونينگ ، تنها سلاحي است كه توسط هر دو طرف درگير در جنگ جهاني دوم به كار گرفته شد. آلمانها ، از برونينگ هاي HP توليد شده در بلژيك اشغالي و متفقين از برونينگ توليد شده در كانادا استفاده مي كردند. پليس و ارتش بلژيك ، كماكان از اين سلاح استفاده مي كنند كه اين امر ، آن را به مسن ترين سلاح كمري (بعد از كلت 45/0) تبديل كرده است. ماشه اين سلاح همانند كلت 45/0 ، از نوع يك حالته و مكانيزم گلنگدن آن از نوع مسلح شونده با فشار مستقيم گاز باروت است.
![]()
اسلايد گلنگدن اين سلاح ، در هنگام عقب آمدن با لوله درگير شده و پس از عقب كشيدن لوله ، آن را قفل مي كند. چخماق اين سلاح ، به صورت يك تكه ساخته شده است. مكانيزم ايمني اين سلاح كه در سمت چپ بدنه آن تعبيه شده ، ماشه و چخماق را قفل مي كند. مدل هاي قديمي ، داراي مگسك جلويي ثابت و شكاف درجه عقبي تنظيم شونده از 50 تا 100 متر بودند. بعضي از مدل هاي پيشين به زائده هايي مجهزند كه بر روي قبضه و بدنه سلاح تعبيه شده و براي نصب يك قنداق جدا شونده و يدكي پيش بيني شده است. برونينگ HP ، اولين سلاح كمري ارتشي با ظرفيت خشاب بالا (1+13) محسوب مي شود.
تپانچه Desert Eagle »
اين تپانچه پرقدرت توسط كارخانه Magnum Research طراحي و توسط رژيم اشغالگر اسرائيل ، بهينه سازي شده است. اين سلاح كمري علاوه بر داشتن قدرتي فوق العاده ، از مكانيزم منحصر به فردي بهره مي گيرد. عمده سلاح هاي كمري ، از گلنگدن مورس كوتاه استفاده مي كنند. درحالي كه عملكرد گلنگدن اين سلاح ، توسط فشار گاز باروت صورت مي گيرد. درواقع مكانيزم گلنگدن اين سلاح ، از تفنگ M-16 اقتباس شده است. مزيت اين نوع گلنگدن در اين است كه مي توان از فشنگ هاي بسيار قدرتمندي استفاده كرد كه قبلآ تنها توسط رولورها قابل شليك بودند.

اين سلاح ، در سه مدل ساخته شده است كه عبارتند از:
Mark I : توليد اين مدل متوقف شده است.اين مدل داراي قاب آلومينيومي بوده و قادر به شليك گلوله هاي كاليبر 375/0 مگنوم و 44/0 است.
Mark VII : توليد اين مدل نيز متوقف شده است. اين مدل داراي لوله 6 يا 10 اينچي (152 يا 254 ميليمتري) بوده و قادر به شليك گلوله هاي 44/0 مگنوم مي باشد.
Mark XIX : اين مدل قادر به شليك گلوله هاي كاليبر 375/0 مگنوم ، 44/0 مگنوم و 50/0 مي باشد. كارخانه سازنده اين سلاح ، كاليبر 44/0 مخصوص Cor-Bon و 50/0 AE را نيز براي آن درنظر گرفته است. ولي تاكنون هيچ تپانچه اي را با دو كاليبر ذكر شده در آخر توليد نكرده است. براي تعويض كاليبر سلاح ، كافي است لوله و مكانيزم تغذيه ان را با نوع مورد نظر تعويض كنيد. طبق يك نظرسنجي ، محبوب ترين لوله هاي مورد استفاده در اين سلاح ، انواع 6 اينچي هستند. تمامي اين لوله ها ، مجهز به زائده اي مي باشند كه براي نصب دوربين درنظر گرفته شده است.

به علت استفاده از گلوله هاي حجيم و پرقدرت در اين سلاح ، ظرفيت خشاب آن كمي كاهش پيدا كرده است. ظرفيت خشاب اين سلاح در كاليبر 375/0 مگنوم 9 تير ، در كاليبر 44/0 مگنوم 8 تير و در كاليبر 50/0 AE معادل 7 تير مي باشد. براي مقايسه ، بد نيست بدانيد ظرفيت خشاب سلاح كمري SIG-Sauer P226 ، معادل 16 تير است. صنايع اسلحه سازي اسرائيل (IMI) ، گونه مشابه اين سلاح را با نام Jericho 941 طراحي كرده است كه البته تنها در ظاهر به Desert Eagle شباهت دارد. گلنگدن اين مدل ، از نوع مورس كوتاه و ماشه آن دوزمانه مي باشد. شباهت ديگر اين بچه عقاب (!!!) با نمونه هاي اصلي ، گلوله هاي بكار رفته در آن با كاليبر 41/0 يا 41/0 AE است. همچنين مي توان گلوله هاي 9 ميليمتري Luger را در آن به كار گرفت كه براي اين كار ، تنها تغيير مورد نياز ، تعوض لوله سلاح است. دليل اين امر اين است كه گلوله هاي 41/0 AE ، همان گلوله هاي كوتاه شده 41/0 مگنوم هستند. همچنين مكانيزم گلنگدن و خزانه اين سلاح ، بر مبناي پوكه گلوله هاي 9 ميليمتري Luger ساخته شده كه كاربرد هر دو كاليبر را تنها با تعويض لوله ممكن مي سازد.
درخصوص كاليبرهاي 44/0 مگنوم و 50/0 AE نيز همين مسئله صدق مي كند. تعويض اين دو كاليبر ، تنها به تعويض لوله و خشاب نياز دارد. البته به علت به كارگيري مكانيزم گلنگدن مسلح شونده با گاز باروت ، لوله اين سلاح از جنس بسيار مخصوص و گرانقيمتي ساخته مي شود كه همين امر ، تعويض كاليبر را به يك گزينه پرهزينه تبديل می کند
سلاح دورزن Hecate ساخت فرانسه
»
اين سلاح ، از سري تفنگ هاي Ultima Ratio ساخت كمپاني PMH فرانسه است. اين مدل ، طويل ترين سلاح از خانواده UR مي باشد. بدنه سلاح به روش ماشين كاري سخت ، ساخته شده است. لوله سلاح اصطلاحآ از نوع شناور و با يك شعله پوش مخصوص كه حكم كاهنده لگد سلاح را دارد ، چفت ده است. گلنگدن با كمك سه زبانه قرار گرفته در قسمت جلوي خود ، به بدنه داخلي سلاح چفت مي شود. سلاح داراي مكانيزم جالبي است كه در هنگام شليك ، مانع از تنفس گاز و دود باروت توسط تيرانداز مي شود. اين سلاح به قنداق گشويي ، دوپايه تاشو در زير لوله و دوپايه كشويي در زير قنداق مجهز شده تا در هنگام شليك ، تعادل سلاح حفظ شود.

مشخصات سلاح:
كاليبر: 99 * 7/12
مكانيزم گلنگدن: دستي
طول سلاح: 1380 ميليمتر
طول لوله: 700 ميليمتر
وزن سلاح: 8/13 كيلوگرم
ظرفين خشاب: 7 تير
سلاح تك تيرزن دورزن KSVK-12.7 ساخت روسيه »
اين سلاح در اواخر دهه 90 توسط كارخانه ZID PLAND واقع در شهر گورف روسيه طراحي و ساخته شد. اين سلاح ، درواقع نوع بهينه سازي شده SVN-98 مي باشد. درباره توانايي نفوذ اين گلوله در زره ، اطلاعات دقيقي در دست نمي باشد. ولي از آنجايي كه نيروهاي روسيه در جنگ چچن ، در طيف گسترده اي از اين سلاح استفاده كردند ، مي توان قدرت آن را قابل توجه دانست. اين سلاح از نوع بولپاپ مي باشد و خشاب آن ، ظرفيت 5 گلوله را دارد. نكته جالب اين سلاح ، شعله پوش آن است كه نقش يك صداخفه كن ساده را نيز ايفا مي كند.

اين سلاح به صورت استاندارد ، از يك دوربين ريلي بهره مي گيرد. ولي مي توان انواع دوربين مادون قرمز و ديد در شب را در آن تركيب كرد. دو مگسك كمكي نيز در ابتدا و انتهاي لوله سلاح و براي مواقع ضروري تعبيه شده است. جالب است بدانيد يكي از مشكلات سلاح هاي تك تيرزن كاليبر 12/7 در روسيه ، كمبود مهمات مخصوص تك تيراندازي مي باشد. براي حل اين مشكل ، سربازان معمولآ از مهمات 12/7 مسلسل هاي سنگين استفاده مي كنند كه اين خود ، باعث كاهش دقت سلاح مي شود.
مشخصات فني:
كاليبر: 108* 12/7
مكانيزم مسلح شدن: دستي
طول سلاح : 1400 ميليمتر
طول لوله سلاح : 1000 ميليمتر
وزن سلاح بدون مهمات: 12 كيلوگرم
ظرفيت خشاب: 5 تير
سلاح دورزن Truvelo ، ساخت آفريقاي جنوبي »
اين سلاح دوربين دار كاليبر 50/0 ، در سال 1990 و توسط كارخانه Truvelo طراحي و ساخته شد. هدف از ساخت اين سلاح ، ارائه يك تفنگ دقيق و قدرتمند براي مقابله با خودروهاي سبك زرهي بود. ضريب خطاي اين سلاح ، معادل MOA1 مي باشد كه حاكي از مهندسي ساخت فوق العاده آن است. برد اين سلاح در حدود 1500 متر اعلام شده كه گلوله هاي آن ، خاصيت كشندگي خود را تا برد بيشتري هم حفظ مي كنند. بدنه سلاح از جنس فولاد ساخته شده است. گلنگدن آن ، در جلو داراي 2 زبانه و در عقب داراي يك زبانه است كه درون بدنه سلاح چفت مي شوند. زبانه عقبي سلاح درواقع زائده اي است كه سوزن آن را عقب مي كشد. لوله سلاح از نوع شياردار خنك شونده و شعله پوش آن از نوع كاهنده لگد است. اين سلاح ، در دو نوع خشابدار 5 تيري و بدون خشاب تكتيرزن ساخته مي شود. يك دوپايه مخصوص در جلو و يك دستگيره عمودي در زير قنداق كشويي و آلومينيومي آن ، باعث حفظ هرچه بيشتر تعادل سلاح در هنگام شليك مي شود. اين سلاح ، فاقد شكاف درجه و مگسك نشانه روي است. ولي به ريل يونيورسال مجهز شده تا قابليت نصب انواع دوربين را داشته باشد.

مشخصات فني:
كاليبر: 99 × 7/12
طول سلاح: 1510 ميليمتر
طول لوله: 950 ميليمتر
وزن سلاح: 16 كيلوگرم
مكانيزم: گلنگدن دستي
ظرفيت خشاب: 5 تير
+ نوشته شده در پنجشنبه 1385/12/17ساعت 0:12 توسط بنده خدا |
نظر بدهید
چگونه یک تفنگ ساچمه زنی بخریم
· هدف خود را از خرید تفنگ مشخص کنید- آیا برای حفظ امنیت خانه، مزرعه، کارخانه و ... به تفنگ نیاز دارید؟ آیا صرفأ به تفنگ علاقه مندید و تیراندازی برایتان چندان اهمیتی ندارد؟ آیا صرفأ به تیراندازی ورزشی علاقه مندید؟ آیا مایلید به شکار پرنده بپردازید؟ آیا می خواهید به شکار پستانداران بروید؟
برای استفاده از تفنگ برای مقاصد حفاظتی نیاز به تفنگهایی کوتاه با قابلیت مانور و پنهان سازی بالا و در عین حال با قابلیت آتش سریع و فراوان است. برخی از تفنگهای نیمه خودکار یا دستکش ساچمه زنی دارای لوله های بسیار کوتاه بوده و در ضمن قنداق آنها تاشو هستند و یا می توان قنداق آنها را باز نموده و قبضه ای مشابه قبضه تپانچه ها به آنها متصل نمود تا کوتاهتر شوند.
تفنگهای مخصوص شکار، دامنه وسیعی از تفنگها را شامل می شوند. از تفنگهای تک لول تک تیر تا تفنگهای دولول و تفنگهای چندتیر دستکش یا نیمه خودکار. این تفنگها را می توان هم برای شکار پرندگان استفاده کرد و هم برای شکار چهارپایان از قبیل گراز (با استفاده از تک گلوله).
تفنگهای ورزشی نیز عمدتأ تفنگهای دولول روی هم و بعضأ تفنگهای تک لول هستند. البته می توان از تفنگهای مخصوص شکار نیز استفاده کرد منوط بر اینکه ویژگیهای آنها مطابق با استانداردهای تعیین شده باشند.
· آشنایی کامل به تفنگ ساچمه زنی پیدا کنید (بعدها در این مورد اطلاعاتی ارائه خواهد شد).
· به قوانین مربوطه اشراف پیدا کنید- مطابق قوانین ایران هر شخص که به سن قانونی رسیده و شرایط لازمه را داشته باشد، مجاز است حداکثر سه قبضه تفنگ از انواع ساچمه زنی (برای شکار پرندگان و شکار خرگوش و گراز توسط اقلیتهای مذهبی)، گلوله زنی (برای شکار چهارپایان) و گلوله زنی خفیف (برای تمرین تیراندازی) داشته باشد. مجوز حمل این سلاحها طی تشریفات قانونی خاص و پس از خرید سلاح از فروشندگان مجاز سلاحهای شکاری و یا دارندگان سلاحهای شکاری مجاز، صادر می شود.
· بودجه قابل تخصیص به خرید تفنگ را مشخص کنید- در ابتدا لازم است حدود قیمت انواع سلاحها را بدانید. سلاحهای قدیمی تر ارزانتر از سلاحهای نو هستند. سلاحهای تک لول تک تیر ارزانتر از سلاحهای دولول و آنها هم ارزانتر از سلاحهای چندتیر هستند. البته در حال حاضر سلاحهای چندتیر ترکیه ای ارزانتر از سلاحهای دولول ترکیه ای هستند. سلاحهای ایرانی و ترکیه ای ارزانتر از سلاحهای اروپایی و آمریکایی هستند. البته در حال حاضر سلاح ساچمه زنی تک لول ایرانی (نخجیر1) قدری گرانتر از سلاح تک لول ترکیه ای هوگلو یا همان دوعقاب است(Huglu).
· بخشی از بودجه خود را برای خرید تجهیزات لازم و هزینه های دیگر درنظر بگیرید
· دلخواسته های خود را در نظر داشته باشید- چه نوع تفنگی را دوست دارید؟ تک لول تک تیر؟ تک لول چند تیر دستکش؟ تک لول چند تیرنیمه خودکار؟ دولول کنار هم؟ دولول روی هم؟
· با توجه به تمام جوانب امر، تفنگی را که می خواهید داشته باشید مشخص کنید و تمام ویژگیهای مدنظر خود را فهرست کنید-
· در خرید سلاحهای ساچمه زنی دست دوم به چه نکاتی توجه کنیم؟ با توجه به اینکه در ایران عمدتا سلاحها کهنه هستند لذا دقت در انتخاب و خرید سلاح، حایز اهمیت است. البته یافتن سلاحهای واقعا نو دور از ذهن نیست.
1. سلامت زاج سلاح را بررسی کنید. زاج همان جلای مشکی روی سلاح است.
2. سلامت رنگ قنداق و بچه قنداق را بررسی کنید.
3. سلامت کنده کاریهای روی قطعات فلزی و قطعات چوبی را بررسی کنید.
4. سلامت قنداق، ته قنداق، قبضه و بچه قنداق را از لحاظ ترک و شکستگی بررسی کنید.
5. سلامت پیچهای نمایان سلاح را بررسی کنید.
6. بررسی کنید که روی بدنه سلاح دارای حفره و ترک ناشی از خوردگی و ضربه وجود نداشته باشد.
7. بررسی کنید که لوله سلاح باد کرده نباشد.
8. بررسی کنید که لوله سلاح کج نشده باشد.
9. بررسی کنید که چوب سلاح بیش از اندازه روغن آلود نباشد. روغن زیاد باعث پوسیدگی چوب می شود.
10. بررسی کنید که حرکت ماشه یکنواخت بوده (پله پله نباشد) و به فشار متناسبی نیاز داشته باشد.
11. بررسی کنید که سلاح به راحتی و صحیح باز و بسته شود. در تفنگهای کمرشکن بررسی کنید که قفل اصلی هنگام بستن تفنگ کاملا بسته شود.
12. سلامت پوک کش و پوکه پران (در سلاحهایی که این مکانیزم را دارند) را بررسی کنید.
13. سلامت ضامن سلاح را بررسی کنید.
14. بررسی کنید که آیا تفنگ دارای جای بند است یا نه (هم روی لوله و هم روی قنداق).
15. داخل لوله را بطور کامل بررسی کنید. ابتدا لوله را بطور کامل تمیز کنید تا روغنی در آن نباشد. گاهی روغن موجود در لوله برای پنهان کردن عیوب داخل لوله است. از هر دو طرف به داخل لوله نگاه کنید. می توانید برای روشنتر شدن داخل لوله یک تکه دستمال کاغذی سفید را وارد لوله کنید و با سنبه کم کم آنرا به داخل هدایت کنید و مدام داخل لوله را بررسی کنید.
16. چوک لوله ها را بررسی کنید. از چوک تفنگ اطلاع حاصل کنید. بررسی کنید که آیا چوک بر روی لوله حک شده است یا خیر.
17. کلا وضعیت ظاهری سلاح را مدنظر قرار دهید. تیراندازی که به وضع ظاهری تفنگ توجه نکرده باشد یقینا به وضع داخلی آن نیز بی توجه بوده است.
18. در صورت امکان سلاح را باز کنید و داخل آن را نیز بررسی کنید.
19. بررسی کنید که آیا تفنگ مگنوم است یا خیر.
20. در صورت امکان با تفنگ تیراندازی کنید. پترن گیری یک روش مطمئن برای بررسی ویژگیهای تیراندازی با سلاح است (در آینده در این مورد اطلاعاتی ارائه خواهد شد).
21. در خرید سلاح عجله نکنید و نگذارید جوسازیهای اسلحه فروشان رویتان تاثیر بگذارد. خرید سلاح آن هم سلاح دست چندم کار حساسی است و نیاز به دقت و حوصله دارد. شما به راحتی نمی توانید سلاح خود را عوض کنید بنابراین با دقت بیشتری سلاح خود را انتخاب کنید.
+ نوشته شده در پنجشنبه 1385/12/17ساعت 0:6 توسط بنده خدا |
یک نظر
تير اندازی با تفنگ ساچمه زنی (هوا زنی) - تیراندازی به اهداف پرنده
بايد بدانيم که روش صحيح تير اندازی هوازنی اين است که تير انداز بايد بر خلاف روش تير اندازی با تفنگ گلوله زنی ،هر دو چشم خود را باز نگهدارد و با هر دو چشم درست از بالای لوله و يا لوله ها ی تفنگ به هدف نگاه کند و بدين ترتيب تفنگ را به سمت هدف روانه کند.ليکن چون هدف هوا زنی متحرک است ،تير انداز بايد با چشمان خود هدف را بپايد و حر کاتش را دنبال کند و در عين حال لوله تفنگ را در امتداد ديد خود نگه دارد.
برای اينکه لوله تفنگ از محور ديد خارج نشود ،تير انداز بايد برای تعقيب هدف تمام نيم تنه بالای خود را متناسب با جابجائی محور ديدش حرکت دهد ،تا تفنگ کماکان در امتداد محور ديد وی باقی بماند و از سمت هدف منحرف نشود.اگر نيم تنه بالائی تير انداز ثابت بماند و فقط دستهای تير انداز ،تفنگ را جا به جا کند ،تفنگ از هم محوری ديد تير انداز خارج گشته و تيرش به خطا خواهد رفت .نکته بسيار مهم اين است که نيم تنه بالائی تير انداز بايد قابل انعطاف باشد و حر کات هدف بايد با حر کت نيم تنه بالائی تعقيب شود،نه با حرکت دستها.اگر چشم تير انداز بالاتر از محور لوله (لوله ها) قرار گيرد ،ساچمه ها به بالاتر از هدف اصابت خواهد کرد و اگر پائين تر از ان قرار گيرد ساچمه ها به زير هدف اصابت خواهند کرد.
به طور کلی نشانه روی با تفنگ ساچمه زنی عبارتست از تعقيب هدف با هر دو چشم و روانه کردن لوله تفنگ به سمت ان بوسيله حرکت يکپارچه دستها و شانه ها.
هنگامی که گونه تير انداز روی شانه تفنگ و چشمش درست در امتداد لوله قرار گرفته و محور ديدش با محور لوله منطبق گردد،تفنگ با نيم تنه بالائی تير انداز يکپارچه می شود.اگر تير انداز تنها با حر کت دستها و چرخش چشمان خود حرکات پرنده را تعقيب کند ،چشمهايش از روی محور لوله خا رج شده و يکپارچگی بدن و تفنگ از دست می رود و پيامد ان خطای تير است .پس تير انداز بايد در حاليکه حرکات پرنده را با چشمان خود تعقيب می کند ،تمام نيم تنه بالائی را هم اهنگ با ان حرکت دهد تا محور ديدش در امتداد محور لوله باقی بماند.
در تير اندازی به هدفهای پرنده ای که در مسير عمود به محور تير اندازی حرکت می کنند،مسئله پيشگيری اهميت می يابد.اينکه چقدر بايد پيشگيری کرد مسئله بسيار پيچيده ای است.البته می توان سرعت پرندگان مختلف را از مدارکی که در اين زمينه منتشر شده،به دست اورد.ليکن تخمين سرعت پرنده هدف و اينکه از حد اکثر سرعت پروازش سود جسته يا با سرعت کمتر در پرواز است،در زمانی بسيار کوتاه امری است تقريبا محال و اگر شکارچی بخواهد خود را با چنين محاسباتی در گير کند،فرصت تير اندازی را از دست خواهد داد.پيشگيری عبارتست از فاصله ای که تير انداز به نقطه ای واقع در جلو هدف تير اندازی می کند تا در لحظه ای که ساچمه ها مسافت تير اندازی تا مسير حرکت هدف را طی کرده اند ،هدف نيز به ان نقطه برسد.يا به عبارت ديگر ،الگوی پخش ساچمه و مسير پرواز هدف در يک لحظه با يکديگر تلاقی کنند.
در مورد تيراندازی به هدفهائی که از پيش پای تيرانداز پرکشيده مستقيما يا تقريبا به خط مستقيم از او دور می شوند و يا هدفهائی که از رو به رو به سمت تير انداز پرواز می کنند نياز چندانی به پيشگيری نيست.کافی است تيرانداز با در نظر گرفتن مسير پرواز هدف ،چنانچه لازم باشد کمی به پائين يا بالاتر از پرنده تيراندازی کند.
پيشگيری لازم برای تير اندازی به هدفی که در مسير عمود بر محور تيراندازی حرکت ميکند ،چگونه بايد صورت پذيرد؟
ساده ترين،موثرترين و عملی ترين راه کار اين است که تير انداز پس از بالا اوردن تفنگ ،يکپارچه کردن ان با نيم تنه بالائی و هم محور کردن ديد چشمانش با لوله لوله مسير پرنده را از پشت سر ان با چشمانش و تفنگش دنبال کند،خط نشانه را از هدف جلو تر ببرد و بدون متوقف کردن حرکت تفنگ ،ماشه را بچکاند.
اين حرکات و اعمال بايد دقيقا هم اهنگ با يکديگر صورت پذيرد.مسئله ادامه حرکت تفنگ به هنگام کشيدن ماشه از ساير نکات مهم تر است.اغلب مشاهده می شود که فردی به زعم خود خود ،هم اصول را در تير اندازی به هدفی متحرک رعايت ميکند ،ليکن باز هم بيشتر تير هايش به خطا ميرود.
به احتمال قوی دليل اين عدم پيشرفت متوقف کردن حرکت تفنگ در لحظه کشيدن ماشه و يا خارج شدن ديد تير انداز از محور لوله است.در مورد پيشگيری اخرين توصيه اين است که:ميزان پيشگيری لازم را تخمين زده انرا ۲ برابر کرده ،حرکت تفنگ را متوقف نکرده و ماشه را بچکانيد و باز هم حرکت تفنگ را ادامه دهيد.
+ نوشته شده در پنجشنبه 1385/12/17ساعت 0:1 توسط بنده خدا |
نظر بدهید
پنجتیر پران سلاحی است که قابلیت شلیک ۵ عدد گلوله به صورت نیمه خودکار را دارا میباشد. کالیبر آن ۱۲ میلیمتر و ساخت کشورهای امریکا و انگلیس است.
Automatoc shutgun پنج تیر : شات گان یا تفنگ ساچمه زنی که فشنگهای ان پشت سر هم ودر خشاب لوله ای شکلی در زیر لوله واقع شده پران : -با تشدید راء-اسلحه ای که پوکه را پرت می کند. شات گان یا تفنگ ساچمه زنی اتوماتیک که با فشار مستقیم گاز باروت (واکنش نیروی شلیک تیر به سمت عقب) گلنگدن را حرکت داده و پوکه کش متصل به گلنگدن پوکه رابه بیرون پرتاب می کند وگلنگدن در برگشت تیر دیگری را از خشاب به جان لوله منتقل می نماید. در ایران در اصطلاح شکارچیان (عوام) دو نوع پنج تیر وجود دارد پران و دستکش. پران که همان نوع اتوماتیک باشد و دستکش به اصطلاح به نوع و مکانیسم Pistone Action گفته می شود که گلنگدن-که در زیر لوله واقع شده- با دست تیر انداز حرکت داده می شود. البته هردو نمونه پوکه را پرت میکنند و اصطلاح پران (پرت کننده) در مورد دولولهایی که دارای این سیستم می باشند هم ذکر میگردد.واژه پران هیچ چیز را غیر از پرتاب پوکه به بیرون بدون دخالت دست تیر انداز را گواهی نمی دهد.
بهترین سازندگان Benelli, Browning, Remington, Winchester, Bretta هستند معروف ترین پران ها از کشور بلژیک می باشد. در ایران قیمت تفنگ پران از 25 میلون تا 7 میلیون است. ترکیه نیز تفنگ های زیادی به بازار ارایه کرده ولی بیشتر آنها نامرغوب می باشند. گفتن کلمه ی 5تیرپران سه نوع، است دستی ، نیمه خودکار و تمام خودکار. بیشتر پران ها ته پر می باشند.پران ها به چند دسته تقسیم میشوند:دو تیر پران، پنج تیر پران، هفت تیر پران، هشت تیر پران، ده تیر پران. مهروف ترین پران دستکش مربوط به کارخانه ی وینچستر می باشد. تفنگ پران برای افرادی که سریع تیر اندازی می کنند بسیار ایدال می باشد ولی برای افراد تازه کار مفید نیست زیرا امنیت بالایی ندار. تفنگ پران تمام خودکار زیاد وارد بازار ایران نشده و قیمت بسیار بالایی دارد.
تفنگ ساچمه زني Benelli M1 سوپر 90 ، ساخت ايتاليا »
اين سلاح ، يكي از بهترين سلاح هاي ساچمه زني حال حاضر مي باشد. اين سلاح از فشار گاز باروت و اينرسي آلات متحرك براي فشنگ گذاري استفاده مي كند. اين سيستم بسيار قابل اعتماد مي باشد و در دهه 80 ميلادي توسط كارخانه Benelli ابداع شده است. اين سيستم از گلنگدن چرخشي بهره مي گيرد كه داراي 2 زبانه است و در بدنه سلاح چفت مي شود. گلنگدن ، درون حمال گلنگدن قرار گرفته و توسط يك پين در جاي خود محكم مي شود. فنر اينرسي ، بين گلنگدن و پيشاني جنگي قرار دارد. ولي فنر ارتجاع ، درون قنداق جاسازي شده و درواقع نيروي جلوبرنده را به گلنگدن وارد مي كند. وقتي سلاح پر است ، زبانه هاي گلنگدن به بدنه سلاح چفت شده و لوله سلاح را به گلنگدن قفل مي كنند. فنر اينرسي كه هم به پيشاني جنگي و هم به بدنه گلنگدن فشار وارد مي كند ، پيشاني جنگي را در راستاي بدنه گلنگدن (به سمت جلو) نگه مي دارد.
وقتي سلاح شليك مي شود به سمت عقب لگد مي زند. در اين حالت به خاطر اينرسي ، بدنه گلنگدن در برابر حركت اوليه مقاومت مي كند. بنابراين سر گلنگدن كه به لوله چفت شده است به عقب هل داده شده و باعث ارتجاع فنر اينرسي مي شود. در اين زمان گلنگدن چرخيده و از حالت قفل آزاد مي شود. اكنون فشار لوله ، سر گلنگدن را به عقب هل مي دهد و اين كار باعث فشردن بدنه گلنگدن به فنر ارتجاع مي شود. با برگشتن اجزاء گلنگدن به جاي خود ، فشار فنر اينرسي باعث هل دادن بدنه گلنگدن به عقب و چرخش و قفل مجدد سر گلنگدن به لوله مي شود. اين سيستم اگرچه كمي پيچيده است ، ولي داراي قطعات متحرك كمتري مي باشد كه اين باعث بالا رفتن ضريب اطمينان به سلاح مي شود. بدنه سلاح از آلياژ آلومينيوم و قنداق آن از جنس پلاستيك ساخته شده است.